تبلیغات
بین الحرمین

بین الحرمین
قالب وبلاگ
نویسندگان
دوست دارم بخونید بی تعصب وبا منطق و عقل نظر بدین بسم الله:


این روزها هر کس یه دکترای زوری یا حالا جدی میگیره یا از قبل داشته میاد به عنوان به اصطلاح روشن فکر بر علیه نظام بلند میشه و خودنمایی میکنه چارتا جوون نفهم هم براش هورا میکشن و فکر میکنه روشنفکر شد رفت
اخیرا یه بنده خدایی (البته بنده شی...که بار اولش هم نیست از  این ابراز وجودها میکند)در نامه ای به یکی از علما ازفتوای وی گله گی کرده و برای علما تعیین تکلیف کرده است البته به طرفداری از یه خواننده ای که خودش میگه من نجس هستم.

امام بزرگوار ما بارها و بارها در مسیر انقلاب اسلامی خطر روحانیون منحرف و ضدانقلاب را به مردم گوشزد کرده و همه مردم را به هوشیاری در برابر چنین آدم‌هایی دعوت کرده و خود هم در برابر چنین روحانیونی ایستاده است.امام اگر بر ضرورت حفظ حریم مراجع تقلید تاکید می‌کرد، از آخوندهای فاسد و درباری و مقدس‌مآب و بی‌تفاوت و ضدانقلاب نیز شکایت می‌کرد. امام در مسیر پرتلاطم نهضت و انقلاب اسلامی و با گذشت زمان وقتی رفتار و گفتار برخی روحانیون (چه درباری و چه مخالف حرکت سیاسی و انقلاب اسلامی) را دید، نظراتش را خیلی صریح و روشن با مردم مطرح کرد:

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب هفتگی،
برچسب ها: امام، انقلاب اسلامی، روحانی، ضدانقلاب، مراجع تقلید، آخوندهای فاسد، مقدس‌مآب، قرآن، دشمن، حوزه‏هاى علمیه، مساجد، محافل اسلامى، عدالت، شرعى، قانونى، باند، اللَّه، طلاب،
[ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 ] [ 08:39 ق.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]

با سلام به همه دوستان و تبریک سال نو
مطلب این هفته در مورد بحث و گفتگوهایی است که در این ایام و در مهمانی ها بسیار دیده و شنیده می شود
و آن هم این است که بعضی ها عید نوروز را مربوط به ایران باستان قدیم میدانند و عده ای آنرا با عیدغدیرمساوی
میدانند ، البته بحثی که ما ازش حرف میزنیم اصل این قضیه نیست ، بلکه حرفهای است از جمله این که
در این
ایام عده ای با شادیهای افراطی و بی بند و باری و فقط با این توجیه که عید چند هزار ساله است ،
هم فامیل
و هم جامعه را آلوده میکنند، مانند آتش بازیهای آنچنانی و متاسفانه مهمانی های مختلط و ......،

از طرفی عده ای دیگر با ربط دادان نوروز به ایام غدیر و فاطمیه ، کلا از اساس هر گونه شادی و خوشی را
ممنوع میدانند، مانند:

امروز فقط جَـنگ کلام است به قرآن     نوروز هوس های عوام است به قرآن
شیرینی و آجیل و لباس نو مگیرید         در فاطمیه عید حرام است به قرآن
خوب دوستان طولانیش نکنیم از نظر بنده در این ایام همه چیز در حد متعادل خوبه هم خوشی هم عزاداری
ایام فاطمیه ، به این معنا که خود بانو فاطمه الزهرا س هم دستوراتی به صله ارحام داده است و خشنود می
شود
اما به شرط آنکه این صله و خوشی با شادیهای غیر اسلامی همراه نباشد .
منتظر عقیده شما هستیم؟


طبقه بندی: مطالب جالب هفتگی،
برچسب ها: ایام فاطمیه، نوروز، عید، افراطی، شادی، خوشی،
[ پنجشنبه 1 فروردین 1392 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]


                                                                               

چیستی کاپیتولاسیون و ماجرای آن در ایران
 

کاپیتولاسیون (capitulation) از کلمه capitulate به معنای «شرط گذاشتن» و در لغت به معنای سازش و تسلیم است و بر قراردادهایی اطلاق می شود که به موجب آن اتباع یک دولت در قلمرو دولت دیگر مشمول قوانین کشور خود می شوند.[1]

سابقه کاپیتولاسیون در ایران به شکست ایران از روسیه و تحمیل پیمان ترکمن چای بر می گردد که پس از انقلاب 1917م شوروی آن لغو گردید و در سال 1343 دولت محمدرضا پهلوی بار دیگر در احیای کاپیتولاسیون قدم برداشت و قانونی از تصویب مجلس گذراند تا مستشاران نظامی آمریکا و تکنسین های وابسته و اعضای خانواده و خدمه آن ها اعم از نظامی و غیر آن از شمول قوانین قضائی ایران معاف شوند و به مصونیت دیپلماتیک دیپلمات ها و اعضای سیاسی سفارت خانه های خارجی ملحق گردند[2] یعنی کاپیتولاسیون در واقع مصونیت سیاسی که دیپلمات ها و نمایندگان سیاسی کشوری که در کشور در حال ماموریت برخوردار هستند به دیگر اتباع داده می شود و در قانون کاپیتولاسیون سال 1343 به نظامیان آمریکایی که در ایران مامور بودند و وابستگانشان این مصونیت سیاسی اعطا می شد و کلیه مستشاران آمریکایی از حیطه قانون ایران بر کنار می شدند. به طوری که اگر آنان مرتکب جرم وجنایتی در ایران می گردیدند در دادگاه های ایران جواب گو نبودند و آمریکا بیش از چهل هزار مستشار در ایران داشت و آنان در صورت تخلف از هر گونه احتمال مجازات مصون بودند و امکان تعقیب آن ها توسط دستگاه قضایی ایران وجود نداشت برای این که آنان طبق قانون کاپیتولاسیون مصوب سال 1343 هم چون دیپلمات ها و نمایندگان سیاسی مشمول قرارداد بین المللی وین می شدند که موادی از آن به شرح ذیل می باشد:

«ماده 29 قرارداد وین ـ شخص مامور سیاسی مصون است و نمی توان او را به هیچ عنوان مورد توقیف یا بازداشت قرار داد ـ کشور پذیرنده با وی رفتار محترمانه ای که در شأن اوست خواهد داشت و اقدامات لازم را برای ممانعت از وارد آمدن لطمه به شخص و آزادی و حیثیت او اتخاذ خواهد کرد.

بند 1 ماده 31 قرارداد وین ـ مامورسیاسی در کشور پذیرنده از مصونیت تعقیب جزائی برخوردار است و از مصونیت دعاوی مدنی و اداری نیز بهره مند خواهد بود».[3]

البته تصویب قانون کاپیتولاسیون توسط دولت وابسته محمدرضا پهلوی واکنش شدید امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ را در سال 1343 به دنبال داشت و امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در آبان 1343 طی سخنرانی که در جمع هزاران نفر از مردم ایراد نمود به این موضوع اعتراض کردند و با آیه استرجاع (انالله و انا الیه راجعون) سخنرانی خود را آغاز کردند و در آن بیانات اظهار داشتند:

«رژیم ایران، استقلال کشور را فروخت و در عمل دست نشاندگی خود را به آمریکا اعلام داشت، چنین روزی عزای ملت ایران است و جا دارد مردم بر سر در منازل و مغازه های خود پرچم سیاه بیاویزند».[4]

هم چنین امام خمینی طی اعلامیه ای که در این باره انتشار دادند تصویب لایحه کاپیتولاسیون را محکوم نموده و آن را «سند بردگی ملت ایران» دانستند و نسبت به سوء استفاده های ناشی از آن هشدار دادند و همین اعتراض های امام ـ رحمه الله علیه ـ باعث گردید تا ایشان را در 13 آبان 1343 از ایران به ترکیه تبعید نمایند.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . ر.ک: اشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، انتشارات مروارید، ص 256، و انقلاب اسلامی، نشر معارف ویراست سوم، ص 84.
[2] . مدنی، سید جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، انتشارات اسلامی، ص 75.
[3] . همان، ص82.
[4] . ر.ک: به انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، جمعی از نویسندگان، ویراست سوم، نشر معارف، ص 84 ـ 85.




طبقه بندی: مطالب جالب هفتگی،
برچسب ها: چیستی، کاپیتولاسیون،
[ دوشنبه 14 اسفند 1391 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا؟
این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا
کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت:  تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه
خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را
شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...


تمام سعی مان را بکنیم،
پیامبری همیشه در همین نزدیکیست...

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب
غافل بی خبر نمی پذیرد.



طبقه بندی: مطالب جالب هفتگی، احادیث،
برچسب ها: حضرت سلیمان، مورچه، معشوق، وصال، کوه، عمر نوح، آسمان، خدا، پیامبر، مور،
[ پنجشنبه 5 بهمن 1391 ] [ 08:10 ق.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]


سلام به همه

این هفته گریزی میزنیم به موضوع ضایع کردن حقوق دیگران یا به تعبیر آخوندها همون حق الناس

آقا من نمیدونم بعضی آدما واقعا چی فکر میکنن ؟ حقوق بقیه اصلا براشون ارزش داره ؟ اصلا بقیه را آدم حساب میکنن ؟ اصلا خودشون ارزش آدم بودن را دارن ؟ شایدم اسم این کارشونا زرنگی میذارن؟

دیشب رفته بودم نونوایی سنگک محله بابام اینا ، جاتون خالی 70 دقیقه یعنی دقیقا یک ساعت و ده دقیقه توی صف بودم. حالا خدا را شکر نیمکت داشت روی نیمکت انتظار کشیدیم ، کنارم یه جوون بود که داشت کتابی از کتابهای موجود در قفسه کتاب ، نونوایی را میخوند. سمت راستم پیرمردی رنج دیده و زحمتکش با تسبیح دانه درشت و کلاه بسیار قدیمی نشسته بود ، مردم خسته و منتظر رسیدن نوبتشون بودن، یه دفعه یه جوونی که از راه رسید و دید باید صبر ایوب نبی داشته باشه تا ته این صف  بالا بیاد، سریع به دوست جوونی که جلو ما بود، چشمک و اشاراتی مشکوک و کلی ادا و دلقک بازی که یعنی برا منم بگیر حساب میکنم. حالا این دوستش تو این شلوغی بعد از یک ساعت و اندی ، خودش 5 تا نون میخواد ، تازه اون بچه زرنگ هم 5 تا به هر بدبختی گرفتن و دو غورت و نیم شون هم باقی بود و......

صبح هم که توی پیکان نارنجی رنگ اصغر آقای هفت سر عیال دار نشسته بودیم که بریم سر کلاس، توی ترافیک حدود رب ساعت یه پسر جوون سوار یه هیوندای سوناتا بوق بوق بوق ، مش اصغر که حالا اول صبح بود و هنوز با مسافر بد عنق ، آمپر نچسبونده بود سرشا برد بیرون گفت عمو جون راه نیست چرا اینقد بوق میزنی؟ خونسرد باش بابا، آقا اینا میگی جناب آرنولد از ماشینشون تشریف آوردن پایین و هفت سر عائله اصغر آقا را بی نون آور ، کردن. ترافیک هم به هم ریخت و کلی الافی مردم و پلیس و.......که چی که آقا به موهای فشنش ........

عصر هم که با این فراز و نشیب ها برگشتیم به سمت خونه ماشین عروس خانم و آقا داماد جز جگر زده ، وسط خیابون پیاده شدن و با لس آنجلس اشتباه گرفتن ،هی روزگار بگذریم.

از بین حقوق سه گانه  1- خدا بر بنده (حق الله)  

 2- بنده بر نفس و وجود خود (حق النفس)   

 3- دیگران بر بنده (حق الناس)


شاید خداوند دو مورد اولی را مورد عنایت و چشم پوشی قرار دهد، اما هرگز از حق بنده ای به دست  بنده دیگر نمی گذرد، مگر اینکه رضایت بنده اش به دست آید.

         

برخی ازحدود حق الناس در روایات ائمه علیهم السلام:

                           1. احترام به مال مردم       

                                                     2. احترام جان مردم             

                                                                    3. حفظ آبروی دیگران و احترام به آن

 

حضرت امام صادق علیه السلام (( ما عبدَاللهُ بِشَی ءٍ اَفضَل مِن اَداء حَقَّ المومن: هیچ عبادتی برتر از اداء حق مومن نیست))

 

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: اگر از اول شب تا به صبح مرا برهنه روی خارها بكشانند، بهتر از این است كه خدا را ملاقات كنم و یك حق الناس بر گردن من باشد.

 

از نظر شرع مقدس اسلام حق الناس مهمترین گناهی است که مانع قبولی اعمال و قرب انسان به درگاه ایزد منان می باشد.

 

خوب دوستان باز هم مثل همیشه منتظر شما هستیم.








برچسب ها: حق الناس، حقوق مردم، عروس داماد، نانوایی، سنگک، لس آنجلس، جوان، هیوندا،
[ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]

 

نظر شما چیه؟؟




برچسب ها: سیاسی، نظرات، ایران، اسرائیل، انگلیس، آمریکا،
[ پنجشنبه 4 آبان 1391 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]
                                                         
توی نوبت آرایشگاه نشسته بودم . اونجا یه مجله دانشمند بود ، مطلبی داشت که توجهم رو جلب کرد و برام خیلی جالب بود . چنین نوشته بود :

شیخ اجل علامه بی بدیل "علی بن حسین مسعودی" متوفای 346 ه در دایره المعارف ارزشمند خویش موسوم به "مروج الذهب و معادن الجوهر" به مطلبی عجیب از مکانی به نام "جزیره عقل" اشاره کرده است. او در این باب نوشته: "آنجا که دریا میان دو ساحل یعنی ساحل "یمن" و ساحل "حبشه" از همه جا کم عرض تر است در ما بین این دو ساحل، جزیره هایی وجود دارند که یکی از آنها مسما به "جزیره عقل" است. گویند آنجا آبی به نام "عقل" یافت می شود که کشتی بانان و مسافران از آن می نوشند و این آب در قریحه، هوش و ذکاوت انسان تأثیر بسزایی دارد.

 به درستی یا نادرستی و افسانه یا حقیقت داشتن این نوشته کاری ندارم . فرض محال که محال نیست  ، حالا فکر کنین یه روز به این آب عقل دست پیدا کردین ، میخواین با این آب چکار کنین . ؟ اول خودتون بخورین یا به شخص دیگه ای بدین ؟


                                                        
من که مسلما" یه جرعه هم به این آب احتیاج ندارم !!!
ولی میدونم باید به کی بدم بخوره .
یه دبه میدم به فلان مسئول آقای ... !!! تادیگه .........
نظر دوستان چیست؟
؟


طبقه بندی: مطالب جالب هفتگی،
برچسب ها: عقل، جزیره، مسئولین، هوش و ذکاوت،
[ یکشنبه 16 مهر 1391 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 24 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب