بین الحرمین
قالب وبلاگ
نویسندگان

چکیده:
قیام حضرت زهرا- علیها السلام -، به گونه ای بود که در آن راه صحیح از باطل، شناخته شد و چهره منافقین، آشکار گردید، ایشان با دفاع از حریم ولایت و امامت، حق را به همگان نشان داد و با معرفی منحرفان، چهره واقعی آنها را ترسیم نمود، آن حضرت- علیها السلام - در جمع زنان مهاجر و انصار و زنان قریش با زبان شکوه، لب به سخن گشود و از غصب حق امام علی- علیه السلام - سخن گفت، ایشان در اثبات مظلومیت اهل بیت و اعلان نفرت از خلفا، نقش تعیین کننده ای را در تاریخ رقم زد.


اشاره:
بعد از رحلت پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - و جریان سقیفه و خارج شدن خلافت از مسیر اصلی خود، حضرت زهرا- علیها السلام - آرام ننشست؛ بلكه از طرق مختلف، قیام همه جانبه‌ای را شروع كرد؛ گاه از طریق خواندن خطبه، دست به افشاگری و ترسیم راه صحیح و معرّفی خلیفه زد، و گاه با گریه‌های طولانی، مظلومیت خود و امام خویش را به گوش مردم آن زمان رساند، و گاه با احتجاجها و محاكمه، غاصبان را رسوا نمود. زمانی نیز با رفتن در خانة مهاجر و انصار، حجّت را بر مردم تمام نمود و حقیقت را به مردم نشان داد. و همین‌طور از ملاقات با مردم و صحابه، بیش‌ترین بهره را بُرد و در روزهای آخر نیز در رویارویی و محاجّه با دو خلیفه، صریحاً نارضایتی و نفرت خویش را از آن دو اعلام نمود، و سرانجام با وصیّتهای خویش در چگونگی تشییع و تدفین خود، مبارزه‌ای دایمی و یك علامت سؤال همیشگی را در مقابل روی تاریخ قرار داد.
در این مقال به دنبال بیان اهم آثار و بركات قیام حضرت- علیها السلام - [در شكلهای مختلف] هستیم. امید است كه روح پاك آن بانوی عصمت ما را یاری كند.

1. ترسیم راه صحیح و مستقیم
جریان سقیفه و انحراف خلافت از مسیر اصلی و وحشتی كه به وجود آورده بودند از یك طرف و سكوت خواص از سوی دیگر، و مأمور به صبر بودن امیرمؤمنان علی- علیه السلام - ، فتنة كوری بوجود آورده بود تا آنجا كه عده‌ای در تشخیص حق به شك افتاده بودند؛ اینجا بود كه حركات و سخنان حضرت زهرا- علیها السلام - در این جوّ تاریك، راهگشا بود؛ از این رو در روایات از حضرت به عنوان كسی یاد شده است كه رضای او رضایت خدا و غضب او غضب خدا است: «اِنَّ اللهَ یَغْضِبُ لِغَضَبِ فَاطِمَة وَیَرْضَی لِرِضَاهَا؛1 به راستی خداوند با غضب فاطمه، غضب می‌كند و با خشنودی او خشنود می‌شود.»
حضرت با حمایتهای بی‌دریغ خود از حضرت علی- علیه السلام - و ایستادن در مقابل سران سقیفه، به مردم نشان داد كه راه راست و مستقیم كدام است. از یك طرف فرمود: اگر علی- علیه السلام - و فرزندان او به خلافت می‌رسیدند، دو نفر هم با یكدیگر اختلاف نمی‌كردند: «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلَى أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیِّهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِی اللَّهِ اثْنَان ؛2 قسم به خدا اگر حق را به اهلش واگذار می‌كردند و از عترت رسول خدا- صلی الله علیه وآله - اطاعت می‌كردند، دو نفر هم درباره [حكم] خداوند با یكدیگر اختلاف نمی‌كردند.»
و از طرف دیگر در بخشی از خطبة خود، مسیر سقیفه را راه شیطان و متابعت از او معرفی كرد و فرمود: «وَ أَطْلَعَ الشَّیْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هَاتِفاً بِكُمْ، فَأَلْفَاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ، وَ لِلْغِرَّةِ فِیهِ مُلَاحِظِینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفَافاً، وَ أَحْمَشَكُمْ فَأَلْفَاكُمْ غِضَاباً؛3 شیطان از مخفی‌گاه خود سرش را بیرون آورد و بر شما فریاد زد و دریافت كه دعوت او را اجابت می‌نمایید و به فریفتن او روی آورده‌اید، سپس خواست شما برخیزید و دریافت كه شما آماده‌اید و شما را بر خشم دعوت كرد و یافت كه به خشم می‌آیید.»
در این سخنان، راه راست و صراط مستقیم به روشنی از راه باطل متمایز شده است؛ راه راست، رفتن به دنبال امام علی- علیه السلام - و فرزندان او-علیهم السلام - و راه شیطان، راه سران و رهروان سقیفه است.

2. رسوا نمودن چهرة نفاق
شناخت جریان نفاق، از مشكل‌ترین و پیچیده‌ترین کارهایی است كه در هر قیام و نهضتی وجود دارد. در اوایل نهضت بزرگ پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله -، شناخت چهره‌های نفاق راحت‌تر بود، چرا كه وحی الهی در این زمینه، قاطع عمل نموده و چهرة منافقین را به سرعت رسوا می‌كرد. نمونه بارز آن را در جریان نزول سورة منافقین می‌توان مشاهده كرد. و همین‌طور در جریان مسجد ضرار و تخریب آن، كه در قرآن كریم می‌خوانیم: «وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْریقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ»؛4 «آن كسانی كه مسجدی برای زیان اسلام بر پا كردند و مقصود آنها كفر [و عناد] و تفریق كلمه بین مسلمانان و مَساعدت با دشمنان دیرینة خدا و رسول بود و قسمهای مؤكد یاد می‌كنند كه ما جز قصد خیر نداریم، و خداوند گواهی می‌دهد كه به تحقیق آنها دروغ می‌گویند.»
امّا هر چه عمر پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - رو به پایان می‌رفت و خصوصاً بعد از رحلت آن حضرت، چهرة نفاق پیچیده‌تر می‌شد. تنها كسی كه در آن موقعیت سخت می‌توانست به صورت علنی از چهرة نفاق پرده بردارد، و این جریان خطرناك‌تر از دوران پیامبر- صلی الله علیه وآله - را معرفی كند، حضرت زهرا- علیها السلام - بود، چرا كه همگان به عظمت و عصمت او معترف بودند.
حضرت زهرا- علیها السلام - وقتی می‌بیند نفاق به میدان آمده و با نبود پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - میدان را برای فعالیّت خود باز دیده است، در خطبه معروف خود پرده از چهرة آنها برمی دارد و می‌فرماید: «فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دَارَ أَنْبِیَائِهِ، وَ مَأْوَى أَصْفِیَائِهِ، ظَهَرَ فِیكُمْ حَسِیكَةُ5 النِّفَاق ؛6 پس هنگامی كه خداوند برای پیامبرش خانة پیامبران و جایگاه برگزیدگان خود را اختیار كرد، در میان شما خارهای نفاق ظاهر كردید.»
پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - چهره نفاق سران سقیفه را به برخی از اصحاب خاص [مخصوصاً بعد از جریان غدیر] معرّفی کرده بود. این گروه با وجود مبارك پیامبر- صلی الله علیه وآله - كاری از پیش نمی‌بردند؛ اما بعد از وفات آن حضرت، هزینة سنگینی را بر اهل بیت – علیهم السلام - و خصوصاً امیرمؤمنان علی- علیه السلام - و فاطمه زهرا- علیها السلام - وارد کردند. بعد از پرداخت این هزینة سنگین، حضرت زهرا- علیها السلام - زمینه را برای معرّفی آنان آماده دید و برای جلوگیری از گمراهی و ضلالت امّت پیامبر- صلی الله علیه وآله - و نسلهای آینده، آنها را معرّفی نمود. آنها تلاش داشتند كارهایشان را اسلامی جلوه دهند؛ ولی حضرت زهرا- علیها السلام - چهرة واقعی آنان را به خوبی نمایان ساخت و در ملاقات با «امّ سلمه» این امر را گوشزد نمود كه: شب را با غصّه و اندوه به روز آوردم... به وصی، ظلم شد... و حق او غصب گردید، «وَ لَكِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِیَّةٌ وَ تِرَاتٌ أُحُدِیَّةٌ كَانَتْ عَلَیْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُكْتَمِنَةً لِإِمْكَانِ الْوُشَاة؛7 ولكن كینه و حقدهای بدر و خون‌خواهی كشته‌های احد بود كه قلب نفاق آنها را پنهان نموده بود.»
و در خطاب به ابو بكر صریحاً فرمود: «یَا أَبَا بَكْرٍ مَا أَسْرَعَ مَا أَغَرْتُمْ عَلَى أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِ اللَّه ؛8 ای ابو بكر! چه زود كینه‌های پنهانی خود را علیه اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه وآله - ظاهر كردید؟»

3. دفاع از حریم ولایت و امامت
سران سقیفه با پیش دستی در امر خلافت، به بهانة مشورت و بیعت، به حكومت غاصبانه و ظالمانه خویش به ظاهر مشروعیّت بخشیدند و آن را امری دینی و خداپسندانه جلوه دادند و با این خدعه در واقع تمامی آنچه پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - به صورت مكرر در «یوم الدار»، آیة ولایت، غدیر خم، حدیث منزلت و مناسبتهای دیگر دربارة ولایت و امامت علی- علیه السلام - بیان نموده بود، نادیده گرفته و به دست فراموشی سپردند تا دیگر كسی نه جرأت كند و نه به خود حق دهد كه مسئلة خلافت و امامت منصوص امیرمؤمنان علی- علیه السلام - را از طرف خدا مطرح نماید.
حضرت زهرا- علیها السلام - این امر را دقیقاً متوجه بود؛ از این رو هم در خطبه‌های عمومی این مسئله را گوشزد نمود و هم در ملاقاتهای گروهی و انفرادی كه به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
الف. خطبه‌ها
در خطبة تاریخی فدكیه با صراحت اعلام كرد كه خداوند امامت را برای ما قرار داده و فلسفه آن را چنین بیان کرد: «وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛9 و اطاعت ما [اهل بیت] را برای نظم یافتن ملّت اسلام و امامت را برای ایمن ماندن از تفرقه قرار داد.»
و در جای دیگر فرمود: «قَطَعْتُمْ أَمْرَكُمْ بَیْنَكُمْ لَمْ تَسْتَأْمِرُونَّا وَ صَنَعْتُمْ بِنَا مَا صَنَعْتُمْ وَ لَمْ تَرَوْا لَنَا حَقّاً؛10 امر خلافت را میان خودتان قطعی كردید و از ما نظرخواهی نكردید و آنچه را خواستید، انجام دادید و حقی برای ما قائل نشدید.»
در بخش دیگر از این خطبة معروف فرمود: «اَنْتُمْ عِِبَادَ اللَّهِ نُصْبُ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَةُ دِینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى أَنْفُسِكُمْ، وَ بُلَغَاؤُهُ إِلَى الْأُمَمِ، وَ زَعَمْتُمْ حَقٌّ لَكُمْ، لِلَّهِ فِیكُمْ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَیْكُمْ، وَ بَقِیَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَیْكُمْ؛11 شما ای بندگان خدا! كه پرچمداران امر و نهی خدا و حاملان دین و وحی می‌باشید، امانت‌داران خدا بر خودتان، و رسانندگان آن به امتها هستید، و گمان کردید که حقی برای شما است، برای خدا در میان شما پیمانی است که به سوی شما عرضه کرده است، و پس از پیامبر- صلی الله علیه وآله - جانشینی است كه برای شما باقی مانده است.»

ب. ملاقاتها
اول: ملاقاتهای عمومی:
حضرت زهرا- علیها السلام - برای احقاق حق امام علی- علیه السلام - از مهاجرین و انصار و یاری خواستن به دیدار آنان رفت كه به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
1. «ابن قتیبه» می‌گوید: امام علی- علیه السلام - فاطمه- علیها السلام - دختر رسول خدا- صلی الله علیه وآله - را شبانه بر مركب سوار می‌كرد و او را به مجالس انصار می‌برد و فاطمه- علیها السلام - از آنها درخواست نصرت می‌كرد و آنها در پاسخ او می‌گفتند: ای دختر رسول خدا- صلی الله علیه وآله -! ما با این مرد بیعت كرده‌ایم و اگر همسر و پسرعمویت پیش از ابو بكر به سوی ما آمده بود، ما از او عدول نمی‌كردیم. سپس علی- علیه السلام - می‌فرمود: آیا من بدن رسول خدا- صلی الله علیه وآله - را در خانة خودش رها می‌كردم و دفن نمی‌نمودم و بیرون می‌آمدم و برای سلطنت و در دست گرفتن قدرت با مردم به نزاع می‌پرداختم؟! فاطمه- علیها السلام - می‌فرمود: ابو الحسن- علیه السلام - كاری جز آنچه شایسته و سزاوار بوده، انجام نداده است و خداوند هم مردم را به سبب آنچه كرده‌اند محاسبه و مطالبه خواهد كرد.»12

2. «عبد الله بن سنان» از امام صادق- علیه السلام - نقل كرده است كه آن حضرت- علیه السلام - فرمود: وقتی كه ابو بكر شهادت علی- علیه السلام - و ام ایمن را رد كرد، فاطمه- علیها السلام - در حالی كه غضبناك بود، برخاست و فرمود: «خدایا! این كسانی كه به حق دختر محمد- صلی الله علیه وآله -، پیامبر تو ظلم كردند خشم خود را بر آنها شدید كن» و سپس بیرون آمد و علی- علیه السلام - او را بر مركبی كه بر آن عبایی انداخته بود، سوار كرد و تا چهل روز او را در خانه‌های مهاجرین و انصار، در حالی كه حسن و حسین- علیهما السلام - با او بودند، می‌گرداند و فاطمه- علیها السلام - می‌فرمود: «ای جماعت مهاجر و انصار! خدا را یاری كنید. من دختر پیامبر شما هستم و شما با رسول خدا- صلی الله علیه وآله - بیعت كردید كه او و ذرّیة او را حفظ كنید، همان‌گونه كه از خودتان و خاندانتان حفاظت می‌نمایید.
پس به بیعت خود با رسول خدا- صلی الله علیه وآله - وفا كنید !»؛ ولی كسی به فاطمه- علیها السلام - كمك نكرد و كسی [سخن] او را اجابت و او را یاری نكرد.13

3. «عبدالله بن حسن بن حسن» از مادرش «فاطمه بنت الحسن» نقل كرده است: هنگامی كه بیماری فاطمه- علیها السلام -، دختر رسول خدا- صلی الله علیه وآله - شدید شد و بستری گردید، گروهی از زنان مهاجرین و انصار نزد او آمدند و گفتند: ای دختر رسول خدا- صلی الله علیه وآله -! شب را چگونه به روز آوردی؟ حضرت- علیها السلام - فرمود: به خدا سوگند ! صبح كردم در شرایطی كه از دنیای شما بیزارم و از مردان شما خشمگین، پس از آنكه آنان را در خواب [غفلت]دیدم، به دور انداختم، چه زشت است شكسته شدن لبة شمشیر و سستی بعد از عزم و جدّیت و صلابت .... «وَیْحَهُمْ أَنَّى زَحْزَحُوهَا عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَةِ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ وَ مَهْبَطِ الْوَحْیِ الْأَمِینِ وَ الطَّبِینِ بِأَمْرِ الدُّنْیَا وَ الدِّینِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ وَ مَا نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ نَقَمُوا وَ اللَّهِ مِنْهُ نَكِیرَ سَیْفِهِ وَ شِدَّةَ وَطْئِهِ وَ نَكَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل ؛ وای بر آنان! [آیا می‌دانند كه خلافت را از كدام جایگاه حركت دادند؟] از كوه‌های بلند و استوار رسالت و جایگاه روح الامین و آگاه به امور دنیا و دین، به راستی كه این خسرانی آشكار است؛ به راستی چه چیز باعث شد كه بر ابو الحسن سخت گرفتند؟ به خدا سوگند! ناخشنودی آنها به سبب شمشیر برّان و گامهای استوار و بی‌اعتنایی او به مرگ و ضربه‌های سخت او در راه خدا بود. «وَ اللَّهِ لَوْ تَكَافُّوا عَنْ زِمَامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ- صلی الله علیه وآله - إِلَیْهِ لَاعْتَلَقَهُ وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لَا یَكْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یُتَعْتِعُ رَاكِبَهُ وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً فَضْفَاضاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً قَدْ تَحَیَّرَ بِهِمُ الرَّیُّ غَیْرَ مُتَحَلٍّ مِنْهُ بِطَائِلٍ إِلَّا بِغَمْرِ الْمَاءِ وَ رَدْعِهِ شَرَرَهُ السَّاغِبَ وَ لَفُتِحَتْ عَلَیْهِمْ بَرَكَاتٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ سَیَأْخُذُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا یَكْسِبُون؛14 به خدا سوگند! اگر مسئولیت خلافت را كه رسول خدا- صلی الله علیه وآله - به وی سپرده بود، به او واگذار می‌كردند، او آن مركب خلافت را مهار می‌كرد و با نرمی می‌راند كه كم‌ترین آسیبی به آنها نمی‌رسید و آنان خسته و ملول نمی‌شدند و آنان را به كنار چشمة زلال حقیقت می‌برد كه آب گوارا و شیرین بنوشند و سیراب بیرون آیند. از زیادی آن حیران شوند، در حالی كه او خود از زینت دنیا بهرة زیادی برنگیرد و جز قدحی كوچك از آب برای رفع تشنگی برندارد، [و اگر خلافت را به او واگذار كرده بودند] بركات از آسمان و زمین به روی آنها گشوده می‌شد [و آنان چنین نكردند] و به زودی خداوند آنان را به آنچه می‌كنند، [از عصیان و نافرمانی،] كیفر خواهد نمود.»
حضرت زهرا- علیها السلام - در این بیانات هم به آثار خلافت امام علی- علیه السلام - اشاره كرده است كه باعث: 1. مهار كردن خلافت؛ 2. آسیب نرسیدن به مردم؛ 3. رساندن به سرچشمة زلال حقیقت؛ 4. باز شدن بركات از آسمان و زمین می‌شود، و هم به علت اینكه چرا زیر بار خلافت مولا- علیه السلام - نرفتند، اشاره می‌كند كه در واقع كینه‌های جنگهای صدر اسلام و ضربه‌هایی بوده است كه در حال كفر به آنان وارد شد.

4. حضرت زهرا- علیها السلام - در تداوم دفاع از امامت و آگاهی‌بخشی به مردم و بیدار نمودن وجدانهای خفته، خطاب به مهاجرین و انصار فرمود: «یَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللَّهَ وَ ابْنَةَ نَبِیِّكُمْ ، وَ قَدْ بَایَعْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ- صلی الله علیه وآله - یَوْمَ بَایَعْتُمُوهُ أَنْ تَمْنَعُوهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ مِمَّا تَمْنَعُونَ مِنْهُ أَنْفُسَكُمْ وَ ذَرَارِیَّكُمْ، فَفُوا لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِبَیْعَتِكُم ؛15 ای جماعت مهاجرین و انصار! خدا و دختر پیامبرتان را یاری كنید [با یاری نمودن ولیّ خدا] به راستی كه شما با رسول خدا- صلی الله علیه وآله - بیعت كردید كه از پیامبر- صلی الله علیه وآله - و فرزندانش - علیهم السلام - دفاع كنید، همان‌گونه كه از خود و فرزندان خودتان دفاع می‌كنید، پس بر بیعت خود با رسول خدا وفادار باشید.»

5. اشاره شد كه حضرت زهرا- علیها السلام - از كم‌ترین فرصت برای دفاع از ولایت و طرح امامت حضرت علی- علیه السلام - استفاده می‌كرد. از «یعقوبی» نقل شده است كه: در زمان بیماری فاطمه- علیها السلام - زنان رسول خدا- صلی الله علیه وآله - و زنان قریش به عیادت او آمدند و گفتند: چگونه هستی؟ [حضرت] فاطمه- علیها السلام - فرمود: چنانم كه سوگند به خدا دنیای شما را ناخشنود دارم و به جدایی از شما شادم و خدا و رسولش را با اندوهی كه از شما دارم ملاقات می‌نمایم. حق من حفظ و ذمّة من رعایت نشد و وصیت [درباره امام علی- علیه السلام - ] پذیرفته نگشت و حرمت ما شناخته نشد.»

6. گاه حضرت زهرا- علیها السلام - كنار قبر پیامبر- صلی الله علیه وآله - با زبان شكوه، از امامت دفاع می‌كرد و می‌فرمود: «اللَّهُمَّ إِلَیْكَ نَشْكُو فَقْدَ نَبِیِّكَ وَ رَسُولِكَ وَ صَفِیِّكَ وَ ارْتِدَادَ أُمَّتِهِ عَلَیْنَا وَ مَنْعَهُمْ إِیَّانَا حَقَّنَا الَّذِی جَعَلْتَهُ لَنَا فِی كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِیِّكَ الْمُرْسَل ؛16 پروردگارا! به سوی تو شكایت می‌كنیم به خاطر اندوه از دست دادن پیامبر- صلی الله علیه وآله - و فرستاده و برگزیده‌ات و [به تو شكایت می‌كنیم از] ارتداد امّت پیامبر علیه ما، و اینكه حق ما را بازداشتند، همان حق [ولایت و رهبری] كه در كتابت [قرآن] که بر پیامبر- صلی الله علیه وآله - نازل فرمودی، برای ما قرار دادی.»

دوم: ملاقاتهای انفرادی:
1. حضرت فاطمه- علیها السلام - نزد «معاذ بن جبل» آمد و فرمود: «ای معاذ بن جبل! من نزد تو آمدم، از تو یاری می‌طلبم، تو با رسول خدا- صلی الله علیه وآله - بیعت كردی كه او و ذرّیه اش را یاری نمایی و او را حفظ كنی از آنچه خود و خاندانت را حفظ می‌كنی، ابو بكر فدك را از من غصب كرده و وكیل مرا از آن بیرون رانده است. معاذ گفت: با من غیر از خودم كسی هست؟ فاطمه- علیها السلام - فرمود: نه، كسی مرا اجابت نكرد. معاذ گفت: من كجا می‌توانم تو را یاری دهم؟ پس فاطمه- علیها السلام - از نزد معاذ بن جبل بیرون آمد و پسر معاذ وارد خانه شد [و بعد از گفتگوی با پدر] گفت: من نزد خدا با تو منازعه می‌نمایم تا اینكه بر رسول خدا- صلی الله علیه وآله - وارد شوم؛ زیرا تو درخواست دختر محمد- صلی الله علیه وآله - را اجابت نكردی.»17

2. عایشه، دختر طلحه بر فاطمه- علیها السلام - وارد شد و او را گریان دید، عرض كرد: پدر و مادرم فدایت! چه چیز شما را گریانده است؟ حضرت- علیها السلام - در جواب فرمود: از من سؤال می‌كنی از شر و فسادی كه اخبار آن را مرغان بر بالها نوشته و در جهان پراكنده شده است، گویا پیكهای چابك سوار به سرعت آن را به همة جهانیان ابلاغ كرده‌اند كه گرد و غبار آن تا آسمان بالا رفته و تاریكی مصیبت آن زمین را فرا گرفته است.
می‌دانی مصیبتها چگونه شكل گرفته‌اند؟ از پست‌ترین قبایل عرب، قبیلة تیم [ابو بكر بن قحافه] و از حیله‌بازترین آنها قبیلة عدی [عمر بن خطاب] بر علی- علیه السلام - ستم روا داشتند، پرچم مسابقه برافراشتند: تا بر علی- علیه السلام - پیشی بگیرند. چون موفق نشدند، بغض و كینه علی- علیه السلام - را در دل گرفتند؛ امّا پنهان داشتند. آن‌گاه كه نور دین به خاموشی گرایید، و پیامبر- صلی الله علیه وآله - رحلت كرد، آن بغض و كینه‌ها را به زبان آوردند و بر مركب آرزو سوار شدند و ستمها روا داشتند و «فدك» را غصب كردند... .18
3. «محمد بن لبید» می‌گوید: پس از رحلت پیامبر- صلی الله علیه وآله - فاطمه- علیها السلام - را كنار قبر حضرت حمزه در قبرستان اُحُد، در حال غزاداری و گریه مشاهده كردم، فرصت را غنیمت شمرده، سؤال كردم: آیا برای امامت علی- علیه السلام - از سخنان رسول گرامی اسلام- صلی الله علیه وآله - می‌توان دلیلی آورد؟ حضرت- علیها السلام - فرمود:
شگفتا! آیا روز غدیر خم را فراموش كرده‌اید؟ «سَمِعْت رَسُولَ الله یَقُولُ: عَلِیٌّ خَیْرُ مَنْ أُخَلِّفُهُ فِیكُمْ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی وَ سِبْطَایَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ لَئِنِ اتَّبَعْتُمُوهُمْ وَجَدْتُمُوهُمْ هَادِینَ مَهْدِیِّینَ وَ لَئِنْ خَالَفْتُمُوهُمْ لَیَكُونُ الِاخْتِلَافُ فِیكُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة؛19 شنیدم كه رسول خدا- صلی الله علیه وآله - می فرمود: علی بهترین كسی است كه او را جانشین خود در میان شما قرار می‌دهم. او امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم [حسن و حسین _ علیهما السلام] و نه نفر از فرزندان حسین- علیه السلام - پیشوایان و امامانی پاك و نیكند. اگر از آنها اطاعت كنید، آنها را هدایت کننده و هدایت شده خواهید دید و اگر با آنان مخالفت ورزید تا روز قیامت تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد شد.» «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلَى أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِیِّهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِی اللَّهِ اثْنَان ؛ آگاه باش! قسم به خدا، اگر حق را به اهلش واگذار می‌كردند و از عترت رسول خدا- صلی الله علیه وآله - اطاعت می کردند، دو نفر هم [دربارة حكم خداوند] با یكدیگر اختلاف نمی‌كردند.»
به راستی چه كسی غیر از زهرای اطهر- علیها السلام - در آن جوّ خفقان می‌توانست این گونه شفاف سخن بگوید و این گونه صریح از امامت علی- علیه السلام - دفاع كند، و آیندة تاریك غصب خلافت را گوشزد نماید؟

4. یكی از كسانی كه به عیادت حضرت فاطمه- علیها السلام - آمد، امّ سلمه همسر پیامبر- صلی الله علیه وآله - بود. فاطمه- علیها السلام - از همین فرصت نیز به نفع امامت امام علی- علیه السلام - بهره برداری نمود. وقتی ام سلمه عرض كرد: چگونه صبح كردی؟ فرمود: «أَصْبَحْتُ بَیْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ فُقِدَ النَّبِیُّ وَ ظُلِمَ الْوَصِیُّ هُتِكَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ مَنْ أَصْبَحَتْ إِمَامَتُهُ مَقْبَضَةً عَلَى غَیْرِ مَا شَرَعَ اللَّهُ فِی التَّنْزِیلِ وَ سَنَّهَا النَّبِیُّ- صلی الله علیه وآله - فِی التَّأْوِیلِ وَ لَكِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِیَّةٌ وَ تِرَاتٌ أُحُدِیَّةٌ كَانَتْ عَلَیْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُكْتَمِنَةً لِإِمْكَانِ الْوُشَاة؛ شب را با غصه و اندوه به روز آوردم، رسول خدا- صلی الله علیه وآله - از میان ما رفت و به وصی پیامبر ظلم شد، سوگند به خدا! حجاب او هتك گردید، كسی كه امامت او غصب و گرفته شد، بر غیر آنچه خداوند در كتاب خود تشریع كرده بود و پیامبر خدا- صلی الله علیه وآله - در تأویل آن را پایه‌گذاری نمود؛ ولی كینه‌ها و حقدهای بدر و خون‌خواهی كشته‌های اُحُد بود كه قلب نفاق آنها را نهفته و پنهان نموده بود.»
«فَلَمَّا اسْتُهْدِفَ الْأَمْرُ أَرْسَلَتْ عَلَیْنَا شَآبِیبَ الْآثَارِ مِنْ مَخِیلَةِ الشِّقَاقِ فَیَقْطَعُ وَتَرَ الْإِیمَانِ مِنْ قِسِیِّ صُدُورِهَا وَ لَبِئْسَ عَلَى مَا وَعَدَ اللَّهُ مِنْ حِفْظِ الرِّسَالَةِ وَ كَفَالَةِ الْمُؤْمِنِینَ أَحْرَزُوا عَائِدَتَهُمْ غُرُورَ الدُّنْیَا بَعْدَ اسْتِنْصَارٍ مِمَّنْ فَتَكَ بِآبَائِهِمْ فِی مَوَاطِنِ الْكَرْبِ وَ مَنَازِلِ الشَّهَادَاتِ؛20 پس هنگامی كه امر [خلافت]، مورد هدف قرار گرفت، آنها باران تیر را از اوهام دشمنی بر ما باریدند تا اینكه ریسمان ایمان از كمان سینه‌ها قطع شود و این نبود آنچه خداوند وعده داده بود از حفظ رسالت و كفالت مؤمنین. آنها در پی احراز منافع خود بودند و دنیا آنها را فریفت، بعد از طلب یاری نمودن از كسانی كه [علی] پدرانشان را در هنگامة سختی و منازل شهادات از پای درآورد.»

4. شناخته شدن فضایل و شخصیّت زهرا- علیها السلام -
وجود پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - و امیر مؤمنان علی- علیه السلام - باعث شده بود كه حضرت فاطمه- علیها السلام - كم‌تر در جامعه مطرح و شناخته شود، و از طرف دیگر حیا و نجابت او نیز مانع از شناخته شدن او بود. هر چند مردم از رسول خدا- صلی الله علیه وآله - سخنان فراوانی در عظمت ایشان- علیها السلام - شنیده بودند، و رفتارهای احترام‌آمیز او را با دخترش دیده بودند. و بالاتر از همه، سخنان وحی و كتاب الهی بود كه دربارة فاطمه- علیها السلام - وارد شده بود؛ مانند: آیات تطهیر، مباهله، مودت، سوره انسان و كوثر...؛ اما كم‌تر پیش آمده بود كه زمینة عینی و شایستگیهای آن بانو همچون:‌ علم، معرفت، شجاعت، صلابت در مقابل خصم، فصاحت و بلاغت او درك و شناخته شود. در جریان قیام آن حضرت سخنان پیامبر اكرم- صلی الله علیه وآله - و تعریفات او تبلور عینی یافت و علم وسیع آن بانو، دلسوزی عمیق و به دور از اهانت او نسبت به سرنوشت و آیندة امت و آینده‌نگری ژرف و خطراتی را كه گوشزد نمود و خطابه‌های فصیح و غرایی كه ایراد نمود، همگی كمالات حضرت فاطمه- علیها السلام - را به مرحلة ظهور و فعلیّت رساند.
حضرت فاطمه- علیها السلام - مردم را با بهترین و كامل‌ترین خطاب موعظه كرد، [گویا] پیامبر- صلی الله علیه وآله - به واسطة او سخن می‌گفت و او از پدر حكایت می‌كرد.

5. اثبات مظلومیّت اهل بیت – علیهم السلام -
در جو خفقان آن زمان، آن چنان دستگاه سلطه خود را مستحق و صاحب حق می‌دانست كه حتی مظلومیّت اهل بیت – علیهم السلام - و تضییع حق و حرمت آنان بر مردم مشتبه شده بود.
فاطمه زهرا- علیها السلام - در گام اوّل با بیان خطبه‌ها و سخنان و اعتراضات خود، دستگاه غاصب را با برهان و حجّت به محكومیت و رسوایی كشاند؛ ولی هیئت حاكم كه قافیه را باخته بود، از بدترین و زشت‌ترین جسارتها نیز كوتاهی نكرد؛ به خانة فاطمه- علیها السلام - هجوم بردند و او را در این ماجرا مجروح ساختند و فرزند او را به شهادت رساندند و فدك را غصب كردند، كه با شهادت حضرت- علیها السلام - و دفن شبانه و مخفیانه ایشان، رسوایی بزرگی برای مهاجمان و حاكمان، در سینه تاریخ ثبت شد و مظلومیت خود، همسر و اهل بیت– علیهم السلام - را به تاریخ نشان داد.
حضرت زهرا- علیها السلام - به امیر مؤمنان علی- علیه السلام - این‌گونه وصیّت كرد: «أُوصِیكَ أَنْ لَا یَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِی مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ أَخَذُوا حَقِّی فَإِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسُولِ اللَّهِ- صلی الله علیه وآله - وَ لَا تَتْرُكْ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی اللَّیْلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَار؛22 تو را وصیّت می‌كنم كه هیچ‌كس از آنان كه به من ظلم كرده و حق مرا غصب نموده‌اند، نباید در تشییع جنازة من شركت كنند؛ زیرا آنها دشمنان من و رسول خدا- صلی الله علیه وآله - می‌باشند، و اجازه نده كه احدی از آنها و پیروانشان بر من نماز گزارد. مرا شبانه دفن كن، آن هنگام كه چشمها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشد.»
و با این وصیّت علامت سؤال بزرگی در مقابل تمام تاریخ قرار داد كه: چرا دختر پیامبر را شبانه دفن كردند و قبرش مخفی است؟»

6. نفرت از خلفا
دستگاه حاكم خود را به عنوان خلیفة رسول الله- صلی الله علیه وآله - معرّفی می‌كرد؛ ولی حضرت زهرا- علیها السلام - بر اساس حدیث مورد اتفاق فریقین كه پیامبر- صلی الله علیه وآله - فرمود: «اِنَّ اللهَ یَغْضِبُ لِغَضَبِ فَاطِمَة وَیَرْضَی لِرِضَاهَا؛23 به راستی خداوند با غضب فاطمه غضب می‌كند، و با خشنودی او خشنود می‌شود.» به خوبی این مسئله را درك كرده بود كه سكوت او نوعی رضایت تلقی می‌شود؛ از این رو علاوه بر دفاع از امامت علی- علیه السلام - و اثبات مظلومیّت او، انزجار و تنفر خود را از دستگاه خلافت اعلان نمود و بارها این نفرت را به زبان آورد كه به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
الف. روزی حضرت- علیها السلام - خطاب به ابو بكر فرمود: «وَ اللَّهِ لَا أُكَلِّمُكَ أَبَداً. وَ اللَّهِ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَیْكَ فِی كُلِّ صَلَوةِ؛24 سوگند به خدا! [از این پس] هرگز با تو سخن نگویم. به خدا سوگند! [شكایت تو را به خداوند خواهم نمود و] در هر نماز تو را نفرین خواهم كرد.»
این اظهار تنفر برای دستگاه غاصب خلافت، بسیار سنگین تمام شد؛ از این رو ابوبكر و عمر در روزهای واپسین حیات دختر پیامبر- صلی الله علیه وآله -، برای جلب افكار عمومی و كاستن از این نفرت، به فكر عیادت و دلجویی از حضرت زهرا- علیها السلام - افتادند و زبان به عذرخواهی گشودند، و می‌خواستند بفهمانند كه حضرت زهرا- علیها السلام - خصومت شخصی دارند؛ ولی اظهار تنفر آن حضرت به خاطر انحراف امّت و بیچاره شدن مسلمین؛ بلكه بشریت بود؛ از این رو قاطعانه فرمود: «وَ اللَّهِ لَا أُكَلِّمُكُمَا مِنْ رَأْسِی كَلِمَةً حَتَّى أَلْقَى رَبِّی فَأَشْكُوَكُمَا إِلَیْهِ بِمَا صَنَعْتُمَا بِهِ وَ بِی وَ ارْتَكَبْتُمَا مِنِّی؛25 سوگند به خدا! بعد از این با شما دو نفر سخن نمی‌گویم تا به ملاقات خدا بشتابم و شكایت شما را به خدا می‌برم به خاطر آنچه نسبت به خدا [و دین او] و نسبت به من روا داشتید [و انحرافها و اهانتهایی كه انجام دادید].»
بعد از هجوم دستگاه حاكمه به خانه علی- علیه السلام - و شكستن حریم و مجروح ساختن فاطمه- علیها السلام -، حضرت- علیها السلام - فرمود: «وَ اللَّهِ لَا أُكَلِّمُ عُمَرَ حَتَّى أَلْقَى اللَّه؛26 سوگند به خدا! تا زنده‌ام با «عمر» سخن نخواهم گفت تا خداوند را ملاقات كنم.»
بخاری از عایشه نقل كرده است كه او گفت: فاطمه- علیها السلام - از دنیا رفت، در حالی كه از ابو بكر دوری می‌گزید.»27

جمع‌بندی
از مجموع آنچه گفته شد به خوبی روشن می‌شود كه قیام حضرت زهرا- علیها السلام - بركات و آثار فراوانی داشته و دارد، از جمله: ترسیم راه صحیح و مستقیم در آن فتنه، رسوا نمودن چهرة نفاق كه سالها در پس پرده بود، دفاع از امامت و ولایت امیر مؤمنان علی- علیه السلام - [از طریق خطبه‌ها، ملاقاتها و رفتن به در خانة مهاجر و انصار]، شناخته شدن فضایل و شخصیّت خود بانوی دو جهان در جریان قیام، اثبات مظلومیت اهل بیت و شخص امام علی- علیه السلام - و انزجار و نفرت از دستگاه خلافت و سران سقیفه و... .

فهرست منابع
1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دار الكتب العلمیه، بیروت، 1378ق.
2. ابن شهر آشوب، مناقب، انتشارات علامه، قم، 1379ق.
3. ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، دار المعرفة، بیروت، 1382ق.
4. احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، دار صادر، بیروت، چاپ اول، 1379ق.
5. اربلی، كشف الغمّه، بنی هاشمی، تبریز، 1381ق.
6. خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب كتاب ا لعین، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1414 ق.
7. شیخ صدوق، علل الشرایع، دار البلاغه، بی جا، بی تا.
8. شیخ صدوق، معانی الاخبار، مكتبة المفید، 1361ق.
9. شیخ مفید، اختصاص، كنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق.
10. طبرسی، احتجاج، دار الاسوۀ، بیروت، چاپ اول، 1413ق.
11. علامه امینی، الغدیر، دار الكتب الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1366ق.




برچسب ها: حضرت زهرا- علیها السلام -، قیام، خلافت، حق، غصب.،
[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic